پدرم به معلمم هم رحم نکرد و با او رابطه جنسی داشت


زیر پوست شهری که در آن زندگی می کنیم اتفاقات عجیبی در حال رخ دادن است.
دختر ۱۸ ساله به نام نیلوفر وقتی مأموران پلیس در یورش به یک خانه تیمی گروهی دزد قصد بازداشت باند تبهکاران را داشتند به همراه دو زن دیگر به دام افتاد. ماموران که با ادعاهای تلخ این دختر جوان پرده از راز یک خانه فساد برداشته بودند توانستند دو زن و شش دختر دیگر را به دام اندازند اما نیلوفر داستان عجیبی داشت او در بازجویی ها گفت من در ۱۷ سالگی از خانه فرار کردم و علتش رفتار کثیف پدرم بود مادری مهربان و مظلوم دارم که دلم برایش خیلی تنگ شده است و گاهی تلفنی با او در تماس هستم اما پدرم، پدرم هوسران و بسیار خوش تیپ است. او مهندسی یک شرکت بود و درآمد خوبی هم داشتیم اما هوسرانی هایش تمامی نداشت پدرم مرتب با زنان و دختران در رابطه بود که ما می‌دانستیم اما چاره‌ای جز تحمل نداشتیم بارها از در و همسایه شنیده بودیم که در ماشین پدرم زنان غریبه را دیده اند که جز صبوری کاری از دستمان بر نمی آمد دختر فراری گفت عجیب اینکه پدرم همیشه اصرار داشت خودش به مدرسه ما بیاید و درسهایم را پیگیری کند مدتی می شد که رفت و آمد پدرم به مدرسه مان بیشتر شده بود نسبت به من مهربان تر شده است هنوز به قضایا پی نبرده بودم که این بار پدرم به پیش من و مادرم آمد و گفت : در حال ازدواج با خانم معلم ماست و مادرم مثل همیشه سکوت کرد آن روز بین من و پدرم دعوا در گرفتم و فایده ای نداشت آنها ازدواج کرده‌اند و من با تمسخر و تحقیر های زیادی روبرو شدم و آنقدر به من فشار آمد که از از خانه فرار کردم و با آمدن به این شهر چون جایی برای ماندن نداشتم با آگاهی از اینکه این خانم خانه فساد دارد به آن جا رفتم و یک تن فروش شدم.

#خبر #ایران #جنسی

عجیب اما واقعی :

جن ، اجنه ، شیاطین ، علوم غریبه ، جنگیری ، احظار روح ، تسخیر ارواح ، سحر ، جادو و نفرین :

روابط جنسی ، سکسولوژی ، پورنوگرافی :

ناگفته های ادیان ، مذاهب و پیامبران :

سفر در زمان :

ماوراء الطبیعه :

تروریسم و افراطگرایی :

تاریخی و باستانی :

فضا و دنیای موجودات فضایی :

دنیای علم ، صنعت و تکنولوژی :

ایران :

ترس و وحشت :

دنیای ورزش :

گنج ، ثروت :

اخبار جهان با نگاهی متفاوت :

کرونا ، کووید 19 :

خبرهای عجیب دنیای پزشکی :

طبیعت ، حیات وحش و راز بقاء :

قتل ، جنایت و حوادث :

فرازمینی :
T